تبليغاتX
خانه باد - کیستم من؟

خانه باد

گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد !! کوتاه نوشته هایی از یک کوه نورد

 

سحرگاه یکی از نخستین روزهای تیرماه سال پنجاه و هشت خورشیدی

 

در شهر شعر و شراب و رازقی ، شهری که در آن یا عطر بهار نارنج مستت می کند

 

یا بوی جادویی نرگس ها، به دنیا آمدم

 

تا یادم هست آسمان شیراز همیشه آبی بود، به گمانم هنوز هم باشد.

 

به جای شوق و خنده های کودکانه چه ها که بر دل کوچکم در روزهای کودکی نگذشت.

 

شب های کودکی من بودم و یک لحاف طلایی رنگ و سوسوی ستاره ها و خدایی که آن بالا بود

 

خدایی که هر شب صدای مرا می شنید

 

خدایی که هر شب صدایم می کرد

 

شاید یکی از همان شب ها باورم شد که خدا نزدیک است.

 

 

ظهر اولین روز مهرماه یکی از همین سالهایی که گذشت

 

مادرم کیف قهوه ای رنگی به دستم داد و تا مدرسه همراهم شد

 

به مدرسه رفتم تا بخوانم و بدانم که: عشق را با کدامین مداد رنگی می توان نوشت

 

به مدرسه رفتم تا بخوانم و بدانم که: ارتفاع خیال از سهند بیشتر و از دماوند کمتر است

 

به مدرسه رفتم تا بخوانم و بدانم که :

طعم شیرین چوب معلم آن هم در اولین روز مدرسه بابا را وادار می کند که نان و آب بیاورد

 

به مدرسه رفتم تا همیشه ی خدا کتاب های خاک خورده ی کتابخانه را

از کتاب های درسی دوست تر بدارم

 

به مدرسه رفتم تا پیشه ای بیاموزم که همیشه با صفر و یک سروکار دارد

 

 

عصر چندمین روز یکی از همین فصل هایی که گذشت، من عاشق چشمش شدم

 

عاشق تاب گیسوان خرمایی رنگ و جادوی محبت بی دریغش

 

 

روزی از روزهای خداوند با جیب خالی و دل پر امید به تهران آمدم

 

دل به دریای آدم ها  و ماشین ها و ساختمان های بی قواره زدم

 

و چند سالی است که ماندگار شده ام

 

از این همه شلوغی و از این همه هیاهو، من درخت های خیابان پهلوی را دوست دارم

 

و گل های خودروی کاخ سعد آباد و آرامش کوهستان های اطراف را

 

 

 

نمی دانم در کدامین فصل از کدامین کتاب خواندم و دانستم که ایرانی ام

 

اما خوب می دانم که مهرش با تمامی ذرات وجودم در آمیخته است

 

الوند و دماوند ، دریاهای نیلگون و مردمان این سرزمین همیشه جاوید

 

را بیشتر از جان دوست دارم

 

اکنون در گوشه ای از این خاک پهناور ساکن خانه باد هستم و روزگار می گذرانم

 

و یکی بزرگترین آرزوهایم بوسیدن پیشانی شاه کوه ها است.

  

+ نوشته شده در  جمعه 1386/07/13ساعت 11:18  توسط حمید رضا